داستان درباره ی
داستان درباره ی
دختری به اسم اِستار ارچر (ستاره ی خودمون ولی امریکاییش)۱۸ سالشه و سال اخر دبیرستانه.مادرش فوت شده و با پدر و برادر الکلیش زندگی میکنه.ساعت های بعد از مدرسه مستقیما میره تا کار های پاره وقت انجام بده.پدرش اقای ارچر و برادرش نیکولاس بشدت ادم های کثیفی ان و باعث شدن اِستار بیماریه قلبی بگیره و مدام استرس داشته باشه.پدر و برادرش وقتی الکل مینوشن یا با هم دعوا میکنن یا با کاراشون اِستار رو اذیت میکنن.و همین هم باعث شده اِستار از ادم های الکلی بترسه.
پسری به اسم ویلیام بلکوود ۲۸ ساله که تو خانواده ی پولدار و درست حسابی ای به دنیا اومده.جنتلمنه و خانوما رو مقدس میدونه.صاحب یه شرکته و به خیریه کمک میکنه و تنها زندگی میکنه.
دختری به اسم اِستار ارچر (ستاره ی خودمون ولی امریکاییش)۱۸ سالشه و سال اخر دبیرستانه.مادرش فوت شده و با پدر و برادر الکلیش زندگی میکنه.ساعت های بعد از مدرسه مستقیما میره تا کار های پاره وقت انجام بده.پدرش اقای ارچر و برادرش نیکولاس بشدت ادم های کثیفی ان و باعث شدن اِستار بیماریه قلبی بگیره و مدام استرس داشته باشه.پدر و برادرش وقتی الکل مینوشن یا با هم دعوا میکنن یا با کاراشون اِستار رو اذیت میکنن.و همین هم باعث شده اِستار از ادم های الکلی بترسه.
پسری به اسم ویلیام بلکوود ۲۸ ساله که تو خانواده ی پولدار و درست حسابی ای به دنیا اومده.جنتلمنه و خانوما رو مقدس میدونه.صاحب یه شرکته و به خیریه کمک میکنه و تنها زندگی میکنه.
- ۱.۰k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط