*** زال ***
*** زال ***
این پهلوان نامی شاهنامه، پدر رستم است. وقتی که به دنیا آمد موهای بدنش سفید بود؛ به خاطر همین، ترسیدند که به پدرش، خبر تولد این نوزاد عجیب را بدهند اما بعد از یک هفته، بالاخره یکی پیدا شد و خبر تولد او را به سام داد.
سام وقتی چشمش به این نوزاد عجیب افتاد، حسابی به هم ریخت. نمی دانست جواب بدخواهان را چه بدهد، در نتیجه او را به کوهی برده و رها کردند. البته سیمرغ معروف شاهنامه، آنجا حضور داشته و او را گرفته و برده و بزرگ کرده است. دوستی سیمرغ و زال و رستم، از همین جا شروع می شود.
این پهلوان نامی شاهنامه، پدر رستم است. وقتی که به دنیا آمد موهای بدنش سفید بود؛ به خاطر همین، ترسیدند که به پدرش، خبر تولد این نوزاد عجیب را بدهند اما بعد از یک هفته، بالاخره یکی پیدا شد و خبر تولد او را به سام داد.
سام وقتی چشمش به این نوزاد عجیب افتاد، حسابی به هم ریخت. نمی دانست جواب بدخواهان را چه بدهد، در نتیجه او را به کوهی برده و رها کردند. البته سیمرغ معروف شاهنامه، آنجا حضور داشته و او را گرفته و برده و بزرگ کرده است. دوستی سیمرغ و زال و رستم، از همین جا شروع می شود.
- ۲.۸k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط