چشم بسته به خیال تنه ات می چسبم شبیه یک کوالاکه بی درخت ,
چشم بسته به خیال تنه ات می چسبم شبیه یک کوالاکه بی درخت , یک پای موجودیتش می لنگدتنهابی پناه بی رویادر آرزوی درک تخت خوابی مانده ام که هر شب , از حفظ , مرا می خواباند..نه ...لالایی های دیازپام , گناه تو نیست برای منکه در فکرم همیشه تنم , شکل آغوش تو را می گیرد,نمی ارزد از تخت , چیزی بیشتر از خوابش بفهمم...
- ۱.۳k
- ۲۰ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط