مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

برای تو که نگذاشتی بدونِ غم بمانم :

برای تو که نگذاشتی بدونِ غم بمانم :
من پذیرفتم که نمی شود از زخمی که قرار است به من بزنی، فرار کنم و خودم «جنازه ام» را تحویلت دادم.
دیدگاه ها (۰)

و ناگهان از هر تعلقی که آرامشم را به دار آویخته بود دست کشید...

هرکسی امیدی دارد مجادله ای از دست داده ای دردی و اندوهی چرا ...

سرت را بگذار روی سینه های من جز لابلای این باغ پارچه ای دیگر...

احساسی که به تو دارم نه آن قدر خاص برای جهان است و نه آن قدر...

مسلم چرا گریه میکنی؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط