فرودگاه بودم

فرودگاه بودم
یه جوان پس از سال ها دوری از وطن به وطنش بازگشت...

أو از هواپیما که پیاده شد، ساکشو زمین گذاشت و سجده کرد و خاک وطنش را بوسید...
سرش راکه بلند کرد دید






ساکش نیست...!!
دیدگاه ها (۳)

بعد از ۴۷ سال، ایران!ماجرای بازگشت بیژن مرتضوی به ایران در ۶...

اینجا یه زره داستان بد میشه چیزی نی کوک فردا یادش میره

#داستانک‹‹ حلاج گرگ بودم! ››حلاجی از شهر برای کار حلاجی به د...

داستان عاشقانه جدید

جنگل نفرین شده پارت ۱۹

رمان:( تاوقتی که عاشقت شدم )

ادامهانیا:نازم کن(چشماش بسه هست که بخوابه)دامیان شروع به ناز...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_56دستم روی میز نشست تمام وسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط