از مزارعِ پنبه‌ی شیلی ،

از مزارعِ پنبه‌ی شیلی ،
تا کارخانه‌ ی شماره ۱۷ شانگهای ،
و زیرِ چرخ خیاطیِ زنی تُرک
پیراهنی بودم ،
که به "تو" فکر می کردم...!

#محمد_عسکری_ساج
دیدگاه ها (۱)

جانِ دل! باور کن من هم دوست دارم جمعه ها آرام تر نفس بکشم؛چا...

- بیچاره نیایی ضرر میکنی ها...صبح ها با نوازش بیدارت می کنمص...

با لب سرختمرا یاد خدا انداختیروزگارت خوش که از میخانه،مسجد س...

زیباتر از آنی که به تشبیه بگنجینظم تن تو ریخت بهمقافیه‌ام را...

این تو مایکت خیلی زر میزد به خیلی ها توهین می کن دهنش رو صاف...

Part ³-با خودم حرف می زدم هنوز غرق زیبایی انا بودم رو مو این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط