(خدمتکار پیر دستش را محکم گرفت روی دهان کلارا. دخترک نفسش
(خدمتکار پیر دستش را محکم گرفت روی دهان کلارا. دخترک نفسش بند آمد. هنوز اشک میریخت. هنوز میخواست داد بزند. اما صدایش بیرون نمیآمد.)
حالا اینجا دستش روی دهن بچه نیست
پ.ن بچه ها خدمت کاره انقدر زشت نیست هوش مصنوعی رید توی قیافش ☻️☻️
حالا اینجا دستش روی دهن بچه نیست
پ.ن بچه ها خدمت کاره انقدر زشت نیست هوش مصنوعی رید توی قیافش ☻️☻️
- ۷۰۱
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط