تو که دست هایم را بگیری

تو که دست هایم را بگیری

شب

از جانم بیرون می رود

صبح

روشنایی نمی خواهد

تو را می خواهد ..

#معصومه_صابر
دیدگاه ها (۲)

فصل فصلم هجوم آبان هاستتُف به جغرافیای تنهایی ..#علیرضا_آذر

بنازم آن نگاهی را که یغما برد جانم را ..#هما_کشتگر

در همین روزهای بارانییک نفر خیره خیره میمیردتو بدی کردیو کسی...

توهمان شیرینیِ دوران کودکی هستیکه می گذاشتند بالای کمد !و من...

🍃 بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ 🍃شبِ غم می‌رود، چ...

شدم شاعر و شعر تو بر لب هایم از نامت برکت گرفت صبح و شب هایم...

ای ساربان آهسته ران

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط