در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم

در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم
به پشت سرم نگاه کردم
جاهایی که از خوشی ها حرف زده بودیم دو ردپا بود
و
جاهایی که از سختی ها حرف زده بودیم جای یک ردپا بود
به خدا گفتم در سختی ها کنارم نبودی؟
گفت آن ردپایی که میبینی من هستم؛
تو را در سختی ها به دوش می کشیدم!!
دیدگاه ها (۹)

چقدر حوشحالم که تو رو پیدا کررم.😊 ﺧﺒﺮﺕ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺷﺪ...

دلتنگیکودکِ چند ساله‌ من است؛که بعد از رفتنتخوب بزرگش کردم.....

چقــــــــــدر #مـــــاه گرفـــــتگے💖 💖 را دوســــــــــت د...

خبرت ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ💖 💖 ﺑﯿﻘﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺳﯿﺎﻫﺖ ﺷﺪ...

ساحل من چپتر ۱

otagh baghli part 11تقریبا وسط های راه بودم که حس کردم مسیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط