مریم بیا بمان که تنم مست بوی توست

مریم بیا بمان که تنم مست بوی توست
می‌خوانمت‌ به‌ مهر و لبم‌ مست موی توست

مجنون‌ شدم‌ به‌ عشق‌ و شوری‌ است دردلم
دیری‌است‌ نشسته‌دل‌ منتظربه‌ کوی توست

امروز سرم به گرمی هجرت چو‌ شمع رخ
می‌سوزد و وجودم همه در جستجوی توست

دردم نخوانی برو وصفش زبلبل شیدا شنو
جانش شده غزل ندا که مست وصل توست
(ندا)
@RomanticPoem
دیدگاه ها (۷)

نی حدیث راه پرخون می کندقصه های عشق مجنون می کنددر غم ما روز...

امروز ۱۶ مهر هستششاید برای همه یه روز عادی توی ماه اول فصل س...

حوصله خواندن ندارمحوصله نوشتن هم ندارماین همه دلتنگی دیگر نه...

❤👒... من بے تو...یڪ واژه‌ے سادہ بیش نیستماما ڪنارت، همچون......

سخت ترین قسمت رفتن آدم هااونجاست که؛هیچ وقت با خودشونخاطره ه...

آنقدر دیر آمدی!! تا عاقبت پاییز شد.........!!

بفرس براش!!!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط