حرف از رفتن نزن دیوانه! خواهش میکنم
حرف از رفتن نزن دیوانه! خواهش میکنم
عشق میمیرد در این افسانه،خواهش میکنم
با تو حس شاعری در من شکوفا می شود
شعر می گرید در این گلخانه،خواهش میکنم
کار چشمانت شده کار دلم را ساختن
تیشه را بگذار در ویرانه،خواهش میکنم
کم فروشی میکند چشمت در این کم صحبتی
با نگاه من نشو بیگانه خواهش می کنم
کمتر از چشمت میان کوچه ها مستی بپاش
توبه کن در گوشه ی میخانه،خواهش می کنم
مهر از بی مهری ات بار زمستان می کشد
یار شو با نرگس مستانه،خواهش می کنم
زندگی در برزخ تردیدهایت مشکل است
رحم کن بر شاعر دیوانه خواهش می کنم
عشق میمیرد در این افسانه،خواهش میکنم
با تو حس شاعری در من شکوفا می شود
شعر می گرید در این گلخانه،خواهش میکنم
کار چشمانت شده کار دلم را ساختن
تیشه را بگذار در ویرانه،خواهش میکنم
کم فروشی میکند چشمت در این کم صحبتی
با نگاه من نشو بیگانه خواهش می کنم
کمتر از چشمت میان کوچه ها مستی بپاش
توبه کن در گوشه ی میخانه،خواهش می کنم
مهر از بی مهری ات بار زمستان می کشد
یار شو با نرگس مستانه،خواهش می کنم
زندگی در برزخ تردیدهایت مشکل است
رحم کن بر شاعر دیوانه خواهش می کنم
- ۳.۰k
- ۰۹ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط