( قسمت سی ام: لکه های ننگ )

( قسمت سی ام: لکه های ننگ )
.
شنیدن این جمله ... شوک شدیدی بهم وارد شد ... پس چرا اینقدر تلاش کردید و مبارزه کردید؟ ... اونها هم پسر شما رو کشتن ... و هم شما رو مجبور کردن که هزینه دادگاه و دادرسی رو بپردازید ... اگر مطمئن بودید چرا شروع کردید؟ ... .
.
سکوت سنگینی بین ما حاکم شد ... برای چند لحظه از پرسیدن این سوال شرمنده شدم ... با خودم گفتم ... شاید این حرف فقط یه دلگرمی برای خودش بود که درد کمتری رو حس کنه ... این چه سوالی بود که ... .
.
- پسر من یه مسلمان بود ... نمی خواستم با ننگ دزدی و حمل سلاح گرم، دفنش کنم ... هر چقدر هم که اونها دروغ بگن ... خیلی ها شاهد بودن ... و الان همه می دونن پسر من، نه دزد بود، نه مسلح ... من از دینم دفاع کردم ... نه پسرم ... برای بچه ای که اون رو از دست دادم ... دیگه کاری از دست من برنمیاد ... اما نمی خواستم با نام پسر من ... دین خدا لکه دار بشه ... .
.
پاسخش به شدت ذهنم رو بهم ریخت ... این جوابی نبود که انتظارش رو داشتم ... و جوابی نبود که برای من قابل درک یا قابل پذیرش باشه ... نمی خواستم قلبش رو بشکنم اما نمی تونستم این حرف رو بی جواب بگذارم ... اون داشت، زندگیش رو بر مبنای اعتقادات احمقانه ای می چید ... .
.
- دین خدا لکه دار هست ... لکه های سیاه، وسط دنیای سفید ... یا لکه های سفید وسط دنیای سیاه ... این دنیا به حدی لکه داره که دیگه سیاه و سفیدش مشخص نیست ... هیچ عدالت و انسانیتی وجود نداره ... و خدا هم ... اگر وجود داشته باشه ... مثل یه تماشاچی فقط نگاه می کنه ... هر چند، خیلی ها میگن خدا بعد از خلق جهان، مرده ...
.
.
پ.ن: دوستان عزیز ... یکی از اعتقادات رایج در کشورهای غربی، "مرگ خدا" است که کلیسا هم در رد اون داره خیلی تلاش می کنه ... با دیدن این جمله دچار شوک نشوید .


#شیعه
#ره_یافته
#تازه_مسلمان
دیدگاه ها (۳)

تلاش دوم برای آپلود 🗿اهم.. ریدم با این زارط ( آرت ) هام 🗿👍و ...

هر وقت احساس تنهایی کردید، یادتون باشه یه جایی توی بدن‌تون، ...

موقع ساندچک، جیمین متوجه یه فن کوچولو شد که تی‌شرتی با این ن...

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

*🐥 ترجمه‌ی صحبت‌های جیمین در لایو 💛💜🐥 جین هیونگ هم بدن خیلی ...

┄┉✿┉┄ ⇠ 🐰: دیدن پروژه‌هایی که برای تولدم برگزار کردید واقعاً...

ولی اون دختر ۶ ماهه گناه داشت خدا لعنت کنه ذات نر خراب رو ا...

و یه روزی، یه روزی که هیچ‌کس حتی یادش هم نباشه که من بودم، ی...

— شنیدی؟ وقتی حرف می‌زنه، انگار داره یه ملودی رو زمزمه می‌کن...

یه رفیق دارم که تقریباً هر سال میره کربلا؛از اون با مراما و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط