پنجره را باز کردم

پنجره را باز کردم


نفس بیاید
عـطـر تو آمد
قرار رفت...

#حامد_عبداللهي
دیدگاه ها (۴)

رها🦋 دلتنگت که می شومپنجره ی دلم را باز می گذارمتا نسیم خیال...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

───────── ° *اگر قرار بود بین نفس کشیدن و دوست داشتن تو یک...

شاید نباشمتو اما هر روز صبح پنجره ی قلبت را باز کن و دوستت د...

با اجازه غزلی تازه فدایت کردمبر سر سجده نه در شعر دعایت كردم...

ببین یونی شیپتون کردم خیلی هم قشنگ نشده ولی تو بیاید قول بدی...

اگر آنسویِ  پنجره نشسته‌ای و صدای باران قرارِ دلت را ربوده ر...

🍂☕️ عصرهای دنجِ خونه…نورِ طلایی آفتاب که از پنجره می‌تابه، ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط