اولین_تجربه_عشق

اولین_تجربه_عشق
𝐓𝐡𝐞.𝐟𝐢𝐫𝐬𝐭.𝐞𝐱𝐩𝐞𝐫𝐢𝐞𝐧𝐜𝐞.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞
این قسمت اصمات😁 میخوای نخون والا

𝐏𝐚𝐫𝐭5

+چیه مستر کیم
دستامو ک دوره کمرش حلقه کرده بودم گرفت
دستمو مثله وحشیا گرفت و برد داخله یکی از اتاقا پردم کرد تو اتاق
+یا کیم(اروم و ترسیده)
_میخاسی ببینی چجوری عصبی میشم نه؟
+ته.. تهیونگ(لرزش صدا)
داشت میومد جلو منم خودمو عقب میکشیدم
رسید بهم و سری انداختم رو تخت
با چشایه پر از ترس نگاهش میکردم
قشنگ ت چشام ترسو احساس میکرد
_بهتره همکاری کنی اگه نکنی بد میشه برات
ک*مربندشو در اورد
لباسایه منو با ی حرکت پاره کرد و انداخت اون ور
برهنه ی برهنم کرد،لباسای خودشم در اورد
دوتا دسامو بالایه سرم محکم گرفته بود
روم خی*مه زد...... وارد*م کرد
تو چشام خون جمع شد
ولی لبمو گ*از گرفت
م*ک میزد جوریی ک خون اومد دس از سره لبم ور داشت و رفت سراغه گردنم
ا*ه خیلی بلندی کشیدم گردنم کبود شد
تلم*به هاش خیلی محکم بود در حدی ک میخاسم گریه کنم ولی فقط ن*اله میکردم
بعده 20دقیقه بلخره دس از تل*مبه زدن ور داشت
سر تا پام شده بود عرق نفسم بالا نمیومد
بیحس شده بودم ولی اون هیچیش نشده بود
خیلی بد نگام میگرد
از اتاق رفت بیرون دستامو ک گرفته بود کبود شده بود رفتم خودمو تو اینه نگا کنم ک پشمام ریخت
گردنم کبوده کبود لبمم کبود خونش تازه بند اومده بود رفتم حولمو ورداشتم ک برم حمام

‌‌

#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۰)

اولین_تجربه_عشق𝐓𝐡𝐞.𝐟𝐢𝐫𝐬𝐭.𝐞𝐱𝐩𝐞𝐫𝐢𝐞𝐧𝐜𝐞.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭6از حمام اومد...

اولین_تجربه_عشق𝐓𝐡𝐞.𝐟𝐢𝐫𝐬𝐭.𝐞𝐱𝐩𝐞𝐫𝐢𝐞𝐧𝐜𝐞.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭7هیچکدوم هیچ ...

اولین_تجربه_عشق𝐓𝐡𝐞.𝐟𝐢𝐫𝐬𝐭.𝐞𝐱𝐩𝐞𝐫𝐢𝐞𝐧𝐜𝐞.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭4ا.تدستمو خیل...

مغزم درد گرفت انقدر فکر کردم 🙃💜

🦋برادر ناتنی شیرین من🦋🌑پارت۱۵م.ک:سلام پسرمکوک:سلام مامان چه ...

درمانگر عشق. پارت۶۹

#تکپارتی_جیمین..... سلام من کیم ا.ت هستم 21سالمه و تازه به س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط