توت سیاه، میوه‌ای است که در دلِ خارها می‌روید. برای چیدنش

توت سیاه، میوه‌ای است که در دلِ خارها می‌روید. برای چیدنش، دستت خراش برمی‌دارد و انگشتانت خونین می‌شوند؛ اما وقتی طعمش را می‌چشی، مزه‌ای بر کامت می‌نشیند که با هیچ میوه‌ی دیگری قابل مقایسه نیست. نه تمشک آن شیرینی را دارد و نه توت‌فرنگی آن عمقِ طعم را. توت سیاه را باید با صبر و حوصله چید؛ خار به خار و دانه به دانه. هر دانه توت، داستانی ناگفته و رازی نهفته در پوستِ ارغوانیِ تیره‌اش دارد. از دور، تنها توده‌ای از خار می‌بینی و شاید هراس به دلت راه یابد؛ اما اگر جرئت کنی و دست پیش ببری، اگر تابِ چند خراش را داشته باشی، کَفِ دستت از طعمی پر می‌شود که تا پایان عمر در خاطرت می‌ماند. توت سیاه زیباییِ بی‌ادعایی است که برای دیده شدن التماس نمی‌کند. در باغ، زیر باران و زیر آفتاب می‌ایستد و چشم‌به‌راهِ کسی می‌ماند که بداند چگونه باید با خارهایش کنار بیاید تا به شیرینی‌اش دست یابد.‌ ‌ ‌
دیدگاه ها (۰)

آنها با هرچیزی که زن را خوشحال می‌کند مخالفند ،مانند آرایش ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط