من خیلی وقت است

من خیلی وقت است
عادت کرده ام
بیقراری هایم را، فقط،با لبخند همیشگی تو در قاب عکس لمیده به دیوار
آرام کنم
گوشهٔ خیال تو را بگیرم
و شبها در آغوش نداشته ات
پهلو به پهلو شوم
من خیلی وقت است
قول داده ام
به همه چیز عادت کنم
به نبودن ها
نداشتن ها
ندیدن ها
اما هرگرقول ندادم به
فراموش کردنت عادت کنم

#
دیدگاه ها (۶۲)

تابستان برای من نه رویپشت‌بام خانه‌‌ی مادربزرگ زیباستنه کنار...

همیشه چیزهایی را که نداشته ام بیشتر دوست داشته اممثل توکه بس...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط