رمان گوشه امن سایه ها

#رمان گوشه امن سایه ها

##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن

صدای قفل در مثل کشیدن میخ روی شیشه توی مغز هانا میپیچید….

«یهو کیم جلو اومد من رو بین دوتا دستش گیر انداخت و به در تکیه ام داد»

بعد نگاهی به دوتا گوی عسلی رنگ کیم انداخت..وای چرا انقدر زیبان،نه چی دارم میگم،ولی خودمو که نمیتونم گول بزنم.
(علامت تهیونگ:– علامت هانا:+)

-چیزی شده پرنسمم؟چرا ساکت شدی؟

«پرنسسم،پرنسسم،پرنسسم،تو سر هانا اکو می‌شد یعنی چی؟اون رو جزو اموال خودش حساب کرده بود؟ولی نمیخواست کم بیاره از یه طرف هم جنگ درونی داخل سرش رخ داده بود بعد از این همه فکر تصمیم گرفت خودش رو به سرنوشت بسپاره.»

+من…م…ن.نمیدونم…

-چی رو نمیدونی،گل لوتوس؟

«گل اوتوس؟قطعا عاشق اون لقبی شده بود که بهش داده»

-شرط میبندم اگر الان یه ذره ببو.سمت میری تو حال هوا،میخوای امتحان کنیم؟

+نه

-عزیزم،خواهش می‌کنم«لب هاشو نزدیک لب هام میاره و قفسه سینش بهم میچسبونه»
دیدگاه ها (۴)

#رمان گوشه امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن...

#رمان گوشت امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد ادکلن «...

رمان:گوشه امن سایه ها###🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سردوادکلنسا...

#رمان:گوشه امن سایه ها ##🖋️پیش نویس فصل اول:عطر ادکلنو فولاد...

#پارت12#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم ---------------------------...

bloody mansion

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط