اعتراف میکنم یبارتویه جمع باکلاس نشسته بودم گفتم من سبزه

اعتراف میکنم یبارتویه جمع باکلاس نشسته بودم گفتم من سبزه عیدوباجندم وگو(گندم وجو منظورم بود)درست کردم
دیگه داشتن منو گازز میزدن....
دیدگاه ها (۲)

ازشب پرسیدم چه بنویسم برای کسی که دوستم دارد؟بگیربخواب بابا ...

کاش میدانستم این سرنوشت راچه کسی برایم بافته..آنوقت به اومیگ...

به لقمان گفتند:شبا کجایی؟؟گفت پدرسوخته ها مگه من دوست دخترار...

پسری که دستشوهمه جابدون ترس دورکمرت حلقه میکنهپسری که موقع ر...

ادامه پارت ۵اعتراف کنی ....داداش کافه‌ اییی چیزیییی  نه اینک...

اوکی باشه، من کصکشم،کصننم، بچه آپارتی هستم،دهنمم گاییدید، آر...

forced marriage"single part. ات : بسه دیگه شوگا : زنیکه عوضی...

Part ⁴²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:و...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت۳(last part)+م...

مافیای من

Yuna and school number 7 (part ¹⁴ )با خنده ای گفتم :_.«بله ؟...

شاهزاده دوست داشتنی من

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_37با کمک همدیگه سفره رو چیدی...

عجب چیزی ساختم بح بح_چیز اقا میخوام یچیزی رو اعتراف کنماین پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط