در سینه ام
در سینه ام
کدام آدم خسته
تپشِ عشق را
به رویاے
کدامین هوس باخته بود
که قهر در چشمانِ تو
رنگِ آدمےشبیهِ من را گرفت؟
آرامشِ بے انتهاےدستهاے تو
کجا از طوفانے دستانم لغزید؟
کجا از غوغاے نگاه هم افتادیم؟
تردید
با شیفتگیے هامان
با جاودانگےدست هامان چه کرده بود
که از حیرتِ بےامان
ِ آغوش هم گذشتیم
که به غربتے چنین
بےفردا تن دادیم ؟ .
کدام آدم خسته
تپشِ عشق را
به رویاے
کدامین هوس باخته بود
که قهر در چشمانِ تو
رنگِ آدمےشبیهِ من را گرفت؟
آرامشِ بے انتهاےدستهاے تو
کجا از طوفانے دستانم لغزید؟
کجا از غوغاے نگاه هم افتادیم؟
تردید
با شیفتگیے هامان
با جاودانگےدست هامان چه کرده بود
که از حیرتِ بےامان
ِ آغوش هم گذشتیم
که به غربتے چنین
بےفردا تن دادیم ؟ .
- ۵۶۵
- ۱۲ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط