دوست خدا بودن سخت نیست پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی

دوست خدا بودن سخت نیست پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی با کفش های پاره و پای برهنه با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکرد
روزی رفت ی کتانی نو خرید و اومد و به پسرک گفت بیا این کفشا رو بپوش
پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت شما خدایید
پیرمرد لبش را گزید و گفت نه
پسرک گفت پس دوست خدایی چون من دیشب فقط به خدا گفتم کفش ندارم...
دیدگاه ها (۶)

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟎...شوتو دستش را از ر...

پارت ۸Iz:یعنی من همین یه شب و مواظب اینا باشم تا بفهمین با...

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

دوست خدادوست خدا بودن سخت نیست پیرمردی هر روز تو محله میدید ...

دوست خدا بودن سخت نیست !پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی ب...

دوست خدا بودن سخت نیست . پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی ...

دوست خدا بودن سخت نیست !پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی ب...

دوست خدا بودن سخت نیست...پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی ...

دوست خدا بودن سخت نیست پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط