برگرد

برگرد
نگذار دیر شود
دل است دیگر
شاید دیدی خسته شد از انتظار کشیدن
دست کشید از همه چیز
دیر نیا
آنقدر دیر نیا که مانند «شهریار» مجبور بشوم بگویم:
"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا..."
دیدگاه ها (۱)

ایستاده ایم مننتظر تا چراغ قرمز مفصل چهارراه سبز شود. پسر و ...

برای من دنیا شبیه یک بن بست است!و هیچکس نمیداند،پشت دیوار ها...

موبایلت را بردار!!لبخند شیرینت را ،به رخ موبایلت بکش...!و ار...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:76+یعنی چی که نمیتونی پیداش کنی؟! *قربان.. خیلی ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶²انقدر نزدیک بود که می‌تونستم گرمای نف...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت8ویو اتقهوه‌ام رو گرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط