𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟑

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟑
𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆

ویو جونگ کوک

10:27

_خبببب باشههه یکاریش میکنیم

+هوفففف

لونا بلند شد و چون پیرهن نداشت پتو رو دور خودش پیچید و دنبال لباس میگشت

_نیازی نیست دنبالش بگردی به بادیگارد میگم برات لباس بیاره

+باشه

_اگه میخای پتو رو بردار
همین دیشب خودم همرو د...

لونا وسط حرفم پرید و گفت
+اهممم
چیزه.. من راحتم
و بعد سرشو انداخت پایین

ویو لونا

داشتم از خجالت اب میشدم

دیشب چون مست بودم هیچی حالیم نبود

با همون پتو روی تخت نشستم

جونگ کوک بلند شد و لباسشو عوض کرد

به سمت در رفت و دستگیره رو گرفت و بعد به من نگاه کرد

_متظرم بمون.. الان میام(لبخند)

+باشه(لبخند)

وقتی جونگ کوک رفت به کارای دیشب فکر کردم

یهو لبخند زدم

+عجب شبی بوداااا.. بنازم(پوزخند)

تو همین فکرا بودم که گوشیم زنگ خورد

دستم روب میز بغلی گذاشتم و گوشیمو برداشتم..

*Mom❤️*

ای وایییی مامانمهههه
جواب دادم

شروع تماس:

+سلام..

=سلام.. لونا

+جانم مامان؟

=کجایی؟!

=عام چیزه... پیش کاترینم
چند ساعت دیگه میام خونه

=باشه.. زنگ زدم ازت خبر بگیرم

+باش مرسی.. خدافظ

=خدافظ

پایان تماس:

گوشیو قطع کردم

نفس عمیقی کشیدم
خداروشکر به خیر گذشت

به فکرم رسید که به کاترین زنک بزنم

شماره گیری کردم و به کاترین زنگ زدم..

بعد از دوتا بوق جواب داد

شروع تماس:

☆سلامممممم

+سلاممم چطورییییی

☆خوبمممممتو چطوریییی

+منم خوبمممممم.. کاترینننن میخام یچی بهت بگم

☆اییییی این یچی گفتنای تو تموم نشد؟

+چرت نگو... ببین یکم دیگه میام پیشت خب؟ جایی نرو هاااا خونه باش.. اوکی؟!

☆باشههههه

+خدافظ

☆خدافظ

پایان تماس:

گوشیمو گذاشتم کنار

جونگ کوک وارد اتاق شد و به لباس دستش بود

_خب.. بفرما پرنسس

با گفتن پرنسس شوکه شدم یهو چشمام درشت کردم و گفتم:

=تو به من گفتی پرنسس؟!(ذوق و هیجان)

جونگ کوک لبخند زد و لباس گذاشت کنارم و گفت:

_اره.. ایرادش چیه پرنسس؟!(لبخند پررنگ)

+(لبخند از سر خوشحالی و ذوق)

_خب بدو لباس بپوش.. خیلی دوست دارم تو این لباس ببینمت(لبخند)

=رو چشمام..(لبخند)

جونگ کوک نزدیک در شد و گفت

_میرم بیرون تا راحت باشی(همچنان لبخند)

_باشه..

جونگ کوک رفت بیرون.. بلند شدم و لباسم پوشیدن

واد فاخ من پتو رو دورم پیچیده بودم جونگ کوک میگغت پتو رو بردار اون وقت خودش از اتاق میره بیرون؟

ولش.. ایییی نننه چقد این لباس قشنگههههههه عررررررررررر

لباس پوشیدم و کوک وارد شد و اونم لباسش پوشیده بود

+تو چقد گوگولی شدی جذاببببب(خنده)

_من گوگولیم؟!(مشکوک)

+ارهههه دقیقااا توووو(خنده)


شرط: 𝟏𝟐 لایک

اسلاید دوم: لباسی که کوک به لونا داد
اسلاید سوم لباس کوک

پارت قبلی 𝟏𝟏 تا لایک داشت اما بازم پارت گذاشتم

لطفا شرطارو برسونید تا منم خوشحال شم🫠
دیدگاه ها (۲)

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟐این پارت اسماته اگه دوست ندارید میتونید نخونید❤𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘...

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟏𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆ویو جونگ کوکتو قیافش میتونستم ترس...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏ویو لونا10:09از خواب بیدار شدم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط