بوسه ردم

بوســه ڪـــردم

برلب مستت دلم دیوانــه شد

ازغـم چشمــان مستت

خانه ام ویرانــه شد

اے همـه دل خوشی ام

در بندگیســوے توأم

من ڪجا از غصـه گویم

تــا در آغـــوش تـوام
دیدگاه ها (۴)

آرزو داشتم این بار، به تو تکیه کنمپیشِ من باشی و بر شانه ی ت...

نم نم باران شعاع ِچشم تارم را گرفت چشم وا کردم، غمت دارو ندا...

من تو را دوستت دارم بفهم پس مشو ارباب آزارم بفهم من تو ‌را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط