ی زمانی دوتا دختر باهم بودن عاشقانه باهم میحرفیدن تو ویس

ی زمانی دوتا دختر باهم بودن عاشقانه باهم میحرفیدن تو ویس میحرفیدن همیشه کنار هم بودن اگه اون ی اخم میکرد دوستشم ناراحت بود سالها ماها گذشت فاصله افتاد بین این دو خاهر ویسگونی.....البته باید بگم اشتباه کردیم به خلیا گفتیم رفیق تو دنیای مجازی هه چوبشم الان داریم میخوریم ولی حقمونه....تا اینکه یروز زیر پست اجیش نوشت خوبی ؟نوشت خوب اگه میشه به حال من بگن خوب؟؟پرسید،چی شده؟؟گفت الان مدرسه دارم برم بیام پست میزارم میفهمی ....ظهر که شد ...دختر پست گذاشت ی پستایی که وقتی خوند باورش نمیشد اول فک کرد نکنه عاشق شده باشه باخودش کلنجار رفت تا دوستش انلاین شد و همه چیزو براش تعریف کرد برگشت به روزی که تو این دوستی ی پسر بود که این دوتا دختر داداش صداش میکردن ....خلاصه وقتی حرفای دوستشو شنید ناراحت شد که چرا بهش چیزی نگفته و ی دعوای سرسری و بعدش بخشیدش ولی شب که شد دوست واقعی اون دختر اومد دعوا راه انداخت که باید بین من و اینا ی نفرو امتحان کنی اونم کع عاشق دوست واقعیش بووود دوست مجازیشو کنار زد همون کسی که میگفت من کنارتم تا اخرش اخرش همینجا بود الان اون دیگه واسع من مرده و من اینجا چوبشو خوردم که به کسی اعتماد نکنم به همین راحتی ....میدونم این پست و میخونی من باورت داشتم که تو با داداش مجازی من حرفیدی فقط بع عنوان داداش و اجی بوده ولی تو دل من و تو انتخابت شکستی .....خدافظ واسه همیشه
دیدگاه ها (۴)

ی عده ای راحت میشن ....راحت میشین شماها؟؟؟

قوربون ادم فهمیده....

اگه شب و روز با فکر اون لبخند میاد رو لبت ینی دوسش داری، وقت...

+خِعلی سَخته!-چی؟+بِگِع نمیخاامِت+دَستات بِلَرزه+اَشکات بریز...

خب دوستان سناریو بلولاک اگه دوست دختر داشته باشن و ما بهشون ...

بیاین خاطرات مدرسه و اینگور شدنتون و تعریف کونید👁👄👁👍خب اول خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط