نمی توانم نامت را در دهانم

نمی توانم نامت را در دهانم

و تو را در درونم

پنهان کنم

گل با بوی خود چه می کند؟

گندمزار با خوشه اش؟

طاووس با دمش؟

چراغ با روغنش؟

با تو سر به کجا بگذارم؟

کجا پنهانت کنم؟

وقتی مَردم،

تو را در حرکات دستهایم،

موسیقی صدایم

و توازن گام هایم

می بینند.
دیدگاه ها (۹)

ﻣــﻦ ﻫﻨــﻮﺯﮔﺎﻫــﯽﯾﻮﺍﺷﮑــﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺗـﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨـﻢ ...ﯾﻮﺍﺷﮑــﯽ ﻧ...

می خندم.تو مست میشوی. حتی با یک فنجان قهوهکه از خطوط ته آن خ...

این روزهاکه جرأت دیوانگی کم استبگذار باز هم به تو برگردمبگذا...

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرمدر چشمانت خیره شومدوستت...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

#بادیگارد_سرد_منپارت ²²ویو لارا___________تکیه به دشمنتنها ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط