یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشد

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشد
بر شب تیره ی من گردش ماهی بکشد

ماه من،با تو شب تیره چه معنا دارد؟
جز که شرمنده شود بار گناهی بکشد

به یقین میرسد آن روز به زودی که یکی
تا به مقصد برسیم از جگر آهی بکشد

چشم خورشید هم از دیدن تو کور شود
ترسم ازعمق حسد چهره به چاهی بکشد

طی شود ماتم دلمردگی ام ، همسفران
باغ آیینه اگر طرح نگاهی بکشد

کاش از هرم سرانگشت تو خورشید غزل
دفتر شوق مرا خط گواهی بکشد

یا تب خاطره ات رقص کنان در دل شب
ناز چشمان مرا گاه به گاهی بکشد

با کدامین نفس سرخ نشانت بدهم؟
وای اگر عاشق دلسوخته ،آهی بکشد
دیدگاه ها (۹)

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشدبر شب تیره ی من گردش ماه...

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشدبر شب تیره ی من گردش ماه...

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشدبر شب تیره ی من گردش ماه...

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشدبر شب تیره ی من گردش ماه...

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشدبر شـب تیـرهٔ مـن گـر...

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشدبر شب تیره ی من گردش ماه...

من از مجاورتِ یک درخت می آیمکه روی پوستِ آندست های ساده ی غر...

علی مولای مظلومان عالمبگو از نارفیقان چون بنالم از آن شامی ک...

عصر يک جمعه‌ي دلگيردلم گفت بگويم بنويسمکه چرا عشق به سامان ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط