این روزها

این روزها
حسادت از چشمانم بیرون می پاشد
و روحم را...

حسادت می کنم
به پیراهنت
که چنان تنگ
تو را
در آغوش گرفته است

به کتاب هایت و اشیا اتاقت
که عاشقانه
زل زده اند به چشمانت

به دیوارهای اتاقت
که عطر ترا را نفس می کشند
به زمین و زمان نفسی حسادت میکنم


و نفرین به تمام لحظه های بی تو عمرم
همنفسم..
دیدگاه ها (۲)

حرف کہ می زنی انگار سوسنی در صدایت راه می رود حرف بز...

فدای خنده هات..

فدای خنده هاتموخامت..بدتر از همیشهههههههه

اخی..منم یه همچین چیزی بودم..

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟳𝟭 عطر تند و شیرینش فورا فضا...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط