تَصدّقَت !

تَصدّقَت !

حَرف ها را بایَد زد ...
حتّی اگر‌ تَلخ باشد ، اگر بابِ دِل نباشد ..
اصلا حتّی اگر زبانَت نَچرخد ..
دلتنگی ات را که به نفَرِ دوّم نگویی ،
منتظرِ شنیدنِ دوستَت دارم های نفرِ سوّم باش ..
دُنیا همین است ...
تا بوده هَمین بوده و هَمین ..
نَزنی ، میزَنند .. نَبری ، بُرده اند ..
جانِ جانان ! کَسی بخاطرِ مَن و تو و
پیرمردِ آن طرف خیابان نگاهش را پس نمیگیرد ..
دوستت دارمَش را دفن نمیکُند ..
ناگاه میایَد و میزَند و میبَرد و
"دَرماندگی میشَود پادقُرصِ قُرص های خوابت .."
حَرف که نَزنی ، کَم کَم دِق میکنی ..
کَم‌کَم ، کَم میشوی ..
دلم به حالِ نگُفته هایم میسوزَد ..
میدانی ؛
کَم‌ کَم مَرا کم کرد ،
"بی حاصل و بی مقدار"
همان "صفرِ پَس از اعشارِ" مَعروف ..
دیدگاه ها (۱)

از بس که خدا عاشق نقاشی بود هر فصل به روی بوم، یک چیز کشید ی...

از بس که خدا عاشق نقاشی بود هر فصل به روی بوم، یک چیز کشید ی...

o ostorhe:"همیشه" واسه "گلی" خاک "گلدون" باش...!! که "اگه" ب...

بنام نامت و باتوڪل بهاسم اعظمتمیگشایم دفترامـــروزم راباشد ڪ...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ³⁹_ نمیخوام دعوا کنی...

سلام کیم..چطوری؟ خواستم بگم که تولدت مبارک تو هم مثل من مردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط