چنان وابست ام کرد

چنان وابستہ ام کردے
کہ آخر هم نفهمیدم
تو در دام منے یا من
اسیرِ دام آغوشت


‎‌
دیدگاه ها (۲)

اشتاق الی تلک العیوندلتنگ آن چشم ها  شده اموتلک الضحکة من ال...

زمستان استو من شنیده ام روزها کوتاه تر میشوندولی . . .نمیدان...

تُورا به هَر زَبانی که تَرجُمه کردم "عِشق" شُدی و هَمانقَدر ...

” یلدا ”چه ذوقی دارمکه حتی یک دقیقه بیشتردر خواب منی !یلدایت...

بشنو از من این نصیحت یا وصیت ای رفیق

هبوط به تَناهی افتادن و محدود شدن است. اسیر زندان زمان گشتن ...

نشستم رو به تنهایی دلم دیدار می خواهددلم تنگ است ،می دانی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط