پارت دو

پارت دو
#رمان

ا/ت به خونه رسید وقتی رسید رفت شام خورد نامرا (دوستش)بهش زنگ زد و گفت

نامرا:سلام خانم خوشگله

ا/ت: سلام نامرا

نامرا: میایی بریم بار

ا/ت:اممم.... باشه

نامرا:حاضر شو میام دنبالت

ا/ت:باشه...بای

ا/ت گوشی رو قطع کرد و رفت یه حموم پنج مین گرفت و رفت یه لباس یکم باز

پوشید و یه میکاپ لایت کرد و منتظر نامرا بود بعد از چند مین نامرا به ا/ت زنگ زد

نامرا:بیا پایین

ا/ت:اومدم

ا/ت رفت پایین سوار ماشین شود و رسیدند به بار رفتن ا/ت و نامرا سفارششون ر

رو دادند و خوردند ا/ت که کاملا مست شده بود یه پسر هول اومد و و گفت

پسر هول:هی خانم خوشگله چطوری

ا/ت: برو حوصلتو ندارم

پسر هول: حیف شد چون قراره رو بدنت نقاشی های قشنگی بکشم(هعی..😔)

ا/ت:خفه شو مرتیکه هول برو گمشو تا نکشتمت

پسر هول:اوو قبلش باید زبونتو ببرم انگار

از دید پسر هول

یه پسر مو بلد با کک و مک که لباس هاش مشکی بود اومد جلو و گفت....

ادامه پارت بعد حیحی
دیدگاه ها (۱۳)

*اطلاعیه JYP*سلام، اینجا جی وای پیه.می‌خوایم درباره برنامه‌ه...

حیحی

پارت یک

خب رمان اول رو من می نویسم اسم: یک غریبه شخصیت ها:فلیکس، ا/ت...

سناریو درخواستی توکیو ریونجرز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط