خدا را

خدا را
در نگاه زنی به جا آوردم که
خیر ندیده ی عشق بود ... اما
دست نمی شست از ذات عشقی که
در دلش ریشه دوانده بود ...

همان مادری که
چشم عشقش همیشه پر آب بود اما
عشق را به کودکش هدیه می داد تا
آبروی خدا نریزد پیش چشم دنیایی که
دل سپرده ی هوس است ...

خدا را با زنی شناختم که
گرچه آه در بساط دل نداشت،اما
بدهکار نبود به دنیا ،به زندگی،به خویش،
عشقی را که از خودش دریغ گشته بود ..

"حمید رضا هندی"
دیدگاه ها (۴)

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 163 {END}✦.............

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

خدا را در نگاه زنی به جا آوردم که خیر ندیده ی عشق بود اما دس...

خدا را در نگاهِ زنی به جا آوردم کهخیر ندیدۀ عشق بود اما دست ...

خدا را در نگاهِ زنی به جا آوردم کهخیر ندیدۀ عشق بود اما دست ...

خدا را در نگاه زنی به جا آوردم که خیر ندیده ی عشق بود اما دس...

برای حضرت مادرخدا رادر نگاهِ زنی به جا آوردم کهخیر ندیدۀ عشق...

خدا را در نگاه زنی دیدم که خیر ندیده عشق بود اما دست نمی شست...

تولدمبهانه اےشد براے ازمادر نوشتن ...مادرے که خدا را در نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط