چه شبهایی

چه شبهایی
كه بدون تو سپری نشد
چه اشك هايى كه در نبودنت نريخت
الان جلوی پنجره ايستاده ام
با چای داغ
و یاد روز هاى خوشى
كه باهم زیر بارون مى رفتیم
هنوز رنگ چتر ترا به خاطر دارم
مثل شب هاى بى ستاره ی من بود
دیدگاه ها (۰)

باز هم#شب شد وسهم من از تو تنها خاطراتیست کهبا همه شیرینی اش...

بــدتــریــن دو راهـــــــی ایـــن اســـت ڪـــه ..!نمـــیدان...

محبوبم !! اگر روزی از تو در باره من پرسیدند زیاد فکر نکن ......

تواز آنچه من شعر می کنمبی اندازه زیباتریراستش وقتی به تو نگا...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.23(از زبون جونگ‌کوک)امروز ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط