وای مادرم...

وای مادرم...

کاش کوچه ای نبود، کاش خانه در نداشت
کاش غربت مرا هیچ کس خبر نداشت

کاشکی فدک نبود، حرمت نمک نبود
کاش این زمین شوم از فدک اثر نداشت

کاش هیچ مادری وقت راه رفتنش
دست روی شانه ی خسته ی پسر نداشت

قبل از اینکه کوچه ها راه مادر مرا
سد کنند، مادرم، دست بر کمر نداشت

هرچه ناله می زدم مادر مرا نزن
بی مروّتِ زبون، باز دست بر نداشت

ریشه ی مرا زدند ساقه ام شکسته شد
دشمن پلید ما کاشکی تبر نداشت

وای مادرم شبی سر نهاد بر زمین
چادری به سر کشید سر ز خواب بر نداشت ...


yon.ir/c6n1

Telegram.me/AshaareBeraati

https://line.me/ti/p/%40xkg7080q
دیدگاه ها (۳)

قسمت ۶

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

به یادتونیم هنوز🖤«به نام خدا من ژینا امینی هستم»، «بچه‌ها نخ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

In the Embrace of DarknessPART 3جونگ‌کوک هنوز وسط کوچه ایستا...

P : 9

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 22_مامان هر غلطی بخو...

کاش کوچه ای نبود، کاش خانه در نداشتکاش غربت مرا هیچ کس خبر ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط