فیک تهیونگ درخواستی
فیک تهیونگ درخواستی
لحظه ی دیدار با تو
ایدیتورم : @karlykarly
عررررر 300 تایی شدیم🛐😁
ویو ا.ت
دقیقا تو همون لحظه ی نحس ، یکی از
مشتریهایی که همیشه میومد رستوران و خیلی با
کلاس بود، بلند شد و رفت سمت تهیونگ یه دختر
خیلی خوشگل و جذاب بود با لبخند بزرگگگ به
تهیونگ نگاه میکرد. ا.ت یه لحظهای خشکش زد
یعنی اون دختر کیه ، تهیونگ مگه دوست دختر
نداشت قبلا یعنی انقدر زود با یکی دیگه اوکی شده ،
این سوالا تو ذهن ا.ت بود . اون دختر انگار خیلی با
تهیونگ صمیمی بود انگار که خیلی وقته همدیگه رو میشناسن
پایان ویو ا.ت
اما طبق روال یه چیزی درست نبود ا.ت حس کرد
اون دختر یا همون دوستدختر تهیونگ، یه جوری
به تهیونگ نگاه میکرد که انگار داره یه نقش بازی
میکنه یا شایدم واقعا نقش بازی میکنه . یه جور
نگاه که با اون لبخندهای گرمش جور نبود چشم
های سرد و خودخواه و یه لبخند بزرگ.
ا.ت آروم زمزمه کرد : اگه این تهیونگه پس اون
دختره کیه و اگه واقعا باهم دیگه هستن چرا یه
جوری که انگار یه چیزی بینشون هست که نشون نمیدن
صدای دینگ دینگ اومد . یه پیام از یه شماره
ناشناس اومده بود:
امشب ساعت ۱۰، کافه شماره ۴. منتظرم.
ا.ت لرزید هم از ترس و هم از کنجکاوی . این یکی حتماً
همون جینوو بود ، اگه تهیونگ میفهمید ا.ت
میخواد با جین وو همکاری کنه ، ا.ت رو زنده به
گور میکرد . حالا ا.ت
بین دو تا دنیای کاملاً متفاوت گیر کرده بود دنیای
شیک و پر از دروغِ رستوران و تهیونگ، و دنیای
تاریک و پر از خطرِ جینوو
ا.ت عاشق خطر بود پس انتخابش معلوم بود
ا.ت نگاهش به سمت دست تهیونگ رفت ، اون
ساعت ، اون همونیه که اون روز دست جین وو
دیده بود
ا.ت خواست بره نزدیک تر ولی آقای پارک پرید وسط
پارک : ا.ت بیا داخل دفترم
ا.ت بیخیال اون ساعت شد و به سمت اتاق پارک رفت
ا.ت : چیزی شده ؟
پارک : این چند روز خیلی زود از سرکار رفتی ، چرا؟
ا.ت : کار داشتم دیگه تکرار نمیشه
پارک : خوبه میتونی بری بیرون ، از فردا سر موقعه
میای و سر موقعه میری
ا.ت در اتاق رو باز کرد تا بره بیرون ، و همین که
پاشو از در گذاشت بیرون تهیونگ با دست بهش
علامت داد به معنی بیا اینجا
ا.ت آروم چیزی زیر لب گفت و به طرف میز تهیونگ
و اون دختر خود شیرین رفت
ا.ت : چیزی نیاز داشتید ؟
تهیونگ : بله من یدون— ….
اون دختر با پا زد به پای تهیونگ و بعد چیز آرومی در
گوش تهیونگ زمزمه کرد
تهیونگ : به یکی دیگه بگو بیاد سفارش رو بگیره
لحظه ی دیدار با تو
ایدیتورم : @karlykarly
عررررر 300 تایی شدیم🛐😁
ویو ا.ت
دقیقا تو همون لحظه ی نحس ، یکی از
مشتریهایی که همیشه میومد رستوران و خیلی با
کلاس بود، بلند شد و رفت سمت تهیونگ یه دختر
خیلی خوشگل و جذاب بود با لبخند بزرگگگ به
تهیونگ نگاه میکرد. ا.ت یه لحظهای خشکش زد
یعنی اون دختر کیه ، تهیونگ مگه دوست دختر
نداشت قبلا یعنی انقدر زود با یکی دیگه اوکی شده ،
این سوالا تو ذهن ا.ت بود . اون دختر انگار خیلی با
تهیونگ صمیمی بود انگار که خیلی وقته همدیگه رو میشناسن
پایان ویو ا.ت
اما طبق روال یه چیزی درست نبود ا.ت حس کرد
اون دختر یا همون دوستدختر تهیونگ، یه جوری
به تهیونگ نگاه میکرد که انگار داره یه نقش بازی
میکنه یا شایدم واقعا نقش بازی میکنه . یه جور
نگاه که با اون لبخندهای گرمش جور نبود چشم
های سرد و خودخواه و یه لبخند بزرگ.
ا.ت آروم زمزمه کرد : اگه این تهیونگه پس اون
دختره کیه و اگه واقعا باهم دیگه هستن چرا یه
جوری که انگار یه چیزی بینشون هست که نشون نمیدن
صدای دینگ دینگ اومد . یه پیام از یه شماره
ناشناس اومده بود:
امشب ساعت ۱۰، کافه شماره ۴. منتظرم.
ا.ت لرزید هم از ترس و هم از کنجکاوی . این یکی حتماً
همون جینوو بود ، اگه تهیونگ میفهمید ا.ت
میخواد با جین وو همکاری کنه ، ا.ت رو زنده به
گور میکرد . حالا ا.ت
بین دو تا دنیای کاملاً متفاوت گیر کرده بود دنیای
شیک و پر از دروغِ رستوران و تهیونگ، و دنیای
تاریک و پر از خطرِ جینوو
ا.ت عاشق خطر بود پس انتخابش معلوم بود
ا.ت نگاهش به سمت دست تهیونگ رفت ، اون
ساعت ، اون همونیه که اون روز دست جین وو
دیده بود
ا.ت خواست بره نزدیک تر ولی آقای پارک پرید وسط
پارک : ا.ت بیا داخل دفترم
ا.ت بیخیال اون ساعت شد و به سمت اتاق پارک رفت
ا.ت : چیزی شده ؟
پارک : این چند روز خیلی زود از سرکار رفتی ، چرا؟
ا.ت : کار داشتم دیگه تکرار نمیشه
پارک : خوبه میتونی بری بیرون ، از فردا سر موقعه
میای و سر موقعه میری
ا.ت در اتاق رو باز کرد تا بره بیرون ، و همین که
پاشو از در گذاشت بیرون تهیونگ با دست بهش
علامت داد به معنی بیا اینجا
ا.ت آروم چیزی زیر لب گفت و به طرف میز تهیونگ
و اون دختر خود شیرین رفت
ا.ت : چیزی نیاز داشتید ؟
تهیونگ : بله من یدون— ….
اون دختر با پا زد به پای تهیونگ و بعد چیز آرومی در
گوش تهیونگ زمزمه کرد
تهیونگ : به یکی دیگه بگو بیاد سفارش رو بگیره
- ۳۷۲
- ۱۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط