میخوانمت...

میخوانمت...
به طعم بوسه های باران
بر حریر آبی عشق

و نقش میزنم نگاهت را
بر تندیس بیقرار دل...

هر صبح...
رویای شبانه ام لطافت واژگان توست
که میبارد بر شروع فصلهای تنهایی...

که شاید آسمان سهم مرا بیدار باران کند
در حوالی چشمهای آشنایت...

شاید کمی مرا نیز بخوانی
به لطافت باران عشق...
دیدگاه ها (۳)

دیدنت ، بوییدنت ، احساس خوب عاشقی...بعد مدتها جدایی ، آه می ...

پنهان شدم شبانه پسِ در یواشکیتا بوسه گیرم از لبِ دلبر یواشکی...

با توام ای ماه‌ پاره ،چشم و ابرویت کجاست ؟باد می‌آید به سویت...

اگر دنیا شود آخر تو از چشمم نمی افتیبه جانم گر زنی آذر تو از...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط