𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌
𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌
Part 5
روز بعد، تالار اصلی پر از اشرافزادگان دو سرزمین بود.
فلیکس لباس سفید و نقرهای پوشیده بود.
رایحهی وانیل و یاسش آرام در تالار پخش میشد.
هیونجین روبهرویش ایستاده بود.
رایحهی قهوه و دودش با هوای اطراف ترکیب شده بود.
سونگمین کنار فلیکس ایستاده بود.
چانگبین متن پیمان را در دست داشت.
چانگبین: با این پیمان، آسمان و سایه تا زمانی که هر دو خاندان سلطنتی پایبند باشند، علیه یکدیگر وارد جنگ نخواهند شد.
مراسم ادامه پیدا کرد.
اما ناگهان...
صدای شکستن شیشه آمد.
یک تیر از پنجره وارد تالار شد.
سونگمین فوراً جلوی فلیکس قرار گرفت.
مینهو هم در همان لحظه جلوی هیونجین ایستاد.
چان فریاد زد:
چان: همه درها رو ببندید!
اشرافزادگان وحشتزده عقب رفتند.
هیونجین به فلیکس نگاه کرد.
هیونجین: خوبی؟
فلیکس سر تکان داد.
فلیکس: آره.
اما روی تیر...
یک تکه کاغذ بسته شده بود.
سونگمین آن را باز کرد.
فقط یک جمله نوشته شده بود:
«این پیمان هرگز نباید بسته شود.»
سکوت سنگینی تالار را گرفت.
چانگبین آرام گفت:
چانگبین: این فقط تهدید نیست.
هیونجین: میدونم.
نگاهش روی فلیکس ماند.
هیونجین: یکی نمیخواد ما کنار هم قرار بگیریم... .
پایان پارت ۵
#فیک
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
#استری_کیدز
#استی
#چان
#لینو
#چانگبین
#هیونجین
#هان
#فلیکس
#سونگمین
#ای_ان
Part 5
روز بعد، تالار اصلی پر از اشرافزادگان دو سرزمین بود.
فلیکس لباس سفید و نقرهای پوشیده بود.
رایحهی وانیل و یاسش آرام در تالار پخش میشد.
هیونجین روبهرویش ایستاده بود.
رایحهی قهوه و دودش با هوای اطراف ترکیب شده بود.
سونگمین کنار فلیکس ایستاده بود.
چانگبین متن پیمان را در دست داشت.
چانگبین: با این پیمان، آسمان و سایه تا زمانی که هر دو خاندان سلطنتی پایبند باشند، علیه یکدیگر وارد جنگ نخواهند شد.
مراسم ادامه پیدا کرد.
اما ناگهان...
صدای شکستن شیشه آمد.
یک تیر از پنجره وارد تالار شد.
سونگمین فوراً جلوی فلیکس قرار گرفت.
مینهو هم در همان لحظه جلوی هیونجین ایستاد.
چان فریاد زد:
چان: همه درها رو ببندید!
اشرافزادگان وحشتزده عقب رفتند.
هیونجین به فلیکس نگاه کرد.
هیونجین: خوبی؟
فلیکس سر تکان داد.
فلیکس: آره.
اما روی تیر...
یک تکه کاغذ بسته شده بود.
سونگمین آن را باز کرد.
فقط یک جمله نوشته شده بود:
«این پیمان هرگز نباید بسته شود.»
سکوت سنگینی تالار را گرفت.
چانگبین آرام گفت:
چانگبین: این فقط تهدید نیست.
هیونجین: میدونم.
نگاهش روی فلیکس ماند.
هیونجین: یکی نمیخواد ما کنار هم قرار بگیریم... .
پایان پارت ۵
#فیک
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
#استری_کیدز
#استی
#چان
#لینو
#چانگبین
#هیونجین
#هان
#فلیکس
#سونگمین
#ای_ان
- ۳۹۹
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط