پارت

پارت ۸۴۷
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد....
کاملا گند زده بودم و مشکوکش کرده بودم...چرا نمیشه تو اینجور مواقع ساکت باشم...تا اینجاش اومدم بقیه شم برم دیگه...
_/واقعیته ... تو یه روانی شاهین نیاز به درمان داری...
_من به هیچ نوع درمانی نیاز ندارم...من تورو میخواستم که بدستت اوردم...تو نیاز به درمان داری...تا شوهرتو بپذیری....همش درحال پیچوندن منی...میدونم تو مغزت دائم فکر فرار میگذره ولی بدون نمیتونی بری...تو برای منی ! چه بخوای چه نخوای!کارام درس بشه رو ذهنیتت جدی کار میکنم...
یه لبخند زدم...از کارم تعجب کرد...
_/براچی میخندی...
_همین جوری...نمیری!؟
_/حس میکنم بهتره امشب بمونم...
شونه ای بالا انداختم...گوشیش زنگ زد...بمونه هم میرم دیگه واقعا نمیتونم تحمل کنم...
_/بگو سپهر...
_/خب...کنسل کن...امشب لازمه بمونم...
نیم نگاهی بهم کرد ادامه داد...
_/یعنی چی نمیتونی...گفتم کنسل کن...
_/باشه...عرضه یه کنسل کردن هم نداری...
قطع کرد...یکم مکث کرد...مدل فکر کردنش بود...
_بیخود مشکوک نباش... انقدر ادم اینجا هست که نمیتونم فرار کنم...برو سر کارت...زودتر بریم از اینجا از این خراب شده خسته شدم...
بی حرف سمت کشویی که همیشه قفلش میکرد رفت...کنجکاو بودم چیه توش...بازش کرد از توش یه قرص دراورد...
دیدگاه ها (۶)

پارت ۸۴۸رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۴۹رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۴۶رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۴۵رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

The Secret of Love in the Dark ShadowPart =۳ناگهان در کافه ب...

خونآشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط