هر روز خوابیدم که شب بیدار

هر روز خوابیدم که شب بیدار
باشم
هر شب نشستم شعر خواندم
گریه کردم

باران که زد با بغض پشت رُل
نشستم
در التــهاب شهــــــــر راندم ،
گریه کردم
..
#سیدتقی_سیدی
دیدگاه ها (۴)

اگرچه شک عجیبی به «داشتن»دارمسعادتی‌ست تورا داشتن که مندارم!...

آنکه سودا زده چشم تو بودهاست منمو آنکه از هر مژه صدچشمه گشود...

#از_همه_غم_انگیزتر_زمانی‌_ست#کسی که #دوستش_داری#ﻫﯿﭻ_ﺗﻼﺷﯽ ﺑﺮﺍ...

#همه_هیچ_اند اگر #یار #موافق باشد!#شوریده_شیرازی

پارت چهارویو اکو:رسیدم دم در خونش که همه چیو فهمیدم هه این د...

-مامان من..من بخاطر تو و بابا مهربون میمونممامانش انگشت کوچی...

+جونگکوک میخوام باهات حرف بزنم_اوم بگو و برو حوصلتو ندارمهمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط