رفتم بانک به کارمنده خانوم بانک گفتم میخوام پول به حساب ی

رفتم بانک به کارمنده خانوم بانک گفتم میخوام پول به حساب یه بانک دیگه بریزم
گفت شبا میکنید؟
گفتم اگه پا بدی روزها هم میکنیم
.

.
نمیدونم چرا فرم هارو پرت کرد
زدن زیر کونم پرتم کردن بیرون

فکر کنم نمیتونست مرخصی بگیره ناراحت شد
دیدگاه ها (۱)

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی پارت :۴وی...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

part 53یونگی دستشو گرفت و گذاشت روی پای خودش و آروم آروم بان...

سناریو واکاسا پارت اخر

P3. . MY GOOD MISTAKE.

دید پنهان ,انفجار اشکار

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط