هرچه می دیدم نمی دیدم برای شعر بود ارتباطی خالصانه با خ

هرچه می دیدم، نمی دیدم، برای شعر بود ارتباطی خالصانه با خدای شعر بود/اتفاق دیگر آن روزها این بود که: آرزوهایم بکلی لابلای شعر بود
دیدگاه ها (۱)

زبان حال دلم را کسی نمی فهمد....کتیبه های ترک خورده خواندنش ...

من عاشق سکوتم و کم حرف می زنمهر وقت دل شکسته ترم حرف می زنمم...

رویای من آیینه تنها شدنم باش/ انگیزه ی وابسته به دنیا شدنم ب...

قناری ، سار، بلبل ؛ پر، پرستو پر، کبوتر پرخزانسوزست باغ دل ه...

فعلآ که تکذیب شده ان شاء الله به زودی زودمحو اسرائیلی های ...

اصلا حالا تو هی شعر بخوان...از عاشقی بنویس...از عشق...اینها ...

ای کسی که این پیام رو می خونی؛ نمی دونم کجایی؛ نمی دونم چکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط