<< حتمأ بخونید >>
<< حتمأ بخونید >>
عشق واقعی یعنی همین...
دختر گفت: تو از چی من خوشت آمده؟
پسر گفت: نمیدونم شاید صدات...دستات ...چهره ات ...
دختر خندید و خودشو با دلایل پسر قانع کرد
بعد چند روز دختر تصادف سختی میکنه و به شدت مجروح میشه...پسر به عیادتش میره ...پسر شروع میکنه به گفتن:عشقم یادته اون روز ازم پرسیدی واسه چی دوست دارم؟ عشقم تو تصادف کردی صورتت زخمی شده دیگ مثل قبل خوشگل نیستی، دستات شکستن پس دیگه نمیتونم دستات رو بگیرم پس دیگه نمیتونم دوست داشته باشم چون دیگ هیچی نداری
ولی عشقم من تورو واسه بودنت دوست دارم چون تو هستی دوست دارم
من تورو واسه خودت میخوام
دختر گریه میکنه نمیدونه چی بگه
پسر اشکای دخترو پاک میکنه و میگه
ببینمت! منو نگاه کن ببینم!عشق من حق نداره گریه کنه ها
عشق واقعی یعنی همین...
دختر گفت: تو از چی من خوشت آمده؟
پسر گفت: نمیدونم شاید صدات...دستات ...چهره ات ...
دختر خندید و خودشو با دلایل پسر قانع کرد
بعد چند روز دختر تصادف سختی میکنه و به شدت مجروح میشه...پسر به عیادتش میره ...پسر شروع میکنه به گفتن:عشقم یادته اون روز ازم پرسیدی واسه چی دوست دارم؟ عشقم تو تصادف کردی صورتت زخمی شده دیگ مثل قبل خوشگل نیستی، دستات شکستن پس دیگه نمیتونم دستات رو بگیرم پس دیگه نمیتونم دوست داشته باشم چون دیگ هیچی نداری
ولی عشقم من تورو واسه بودنت دوست دارم چون تو هستی دوست دارم
من تورو واسه خودت میخوام
دختر گریه میکنه نمیدونه چی بگه
پسر اشکای دخترو پاک میکنه و میگه
ببینمت! منو نگاه کن ببینم!عشق من حق نداره گریه کنه ها
- ۹.۸k
- ۲۱ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط