میدونیچیه زندگی زورش خیلی زیادتر بود

میدونی‌چیه؟ زندگی زورش خیلی زیادتر بود...
انقدری که بشینه تک‌تک‌آرزوهاتو جلوت بگیره و بگه ببین!!
بعد شروع کنه به پر پر کردنشون...
بگه‌تو واسه اینا با من جنگیدی... الان کجان ‌این‌آرزوهای خامت که جلوی‌پر پر شدنشونو بگیرن..
میبینی فلانی؟؟ تو‌ پوچی...
آرزوهاتم پوچه...انقدر تو خالی که حتی دستتو‌ نمیگیره از این گیر و دار درِت بیاره...
 یه عمر باهاشون زندگی ‌کردی و‌نفس کشیدی و جنگیدی...
ببین‌خودتو..
وقتشه پاشی...یکی بزنی در گوش‌خودت و معنی بدی به طبل تو خالیِ زندگیت...
میگم فلانی؟؟!!
دل بده‌یکم به حرفای دل خودت...براش دل بسوزون...بگو‌دیگه عذابت نمیدم..دیگه راهو اشتباه‌نمیرم...خلاصه از این‌قولای بیخود که‌میدونی دروغه ها...ولی شب سیاهو صبح‌ میکنه...
دروغ که بد نیست همیشه...
امشب خودتو نجات بده...
شده با یه دروغ که‌من
(خوبم)
#بکهیون
دیدگاه ها (۵۱)

بعضی چیز هارو خیلی در تلاشیم که به دست آوریم اما آن چیزها بر...

Your hands were the decision I should take and get away...دس...

کام پلیز**

این انصاف نیس خوو منم خواس

به نام خداپارت ششم....+:ها... نه بابا من غلط کنم.. خب سرکار ...

رمان عشق من واقعیه

معامله نهاییپارت ۲۳قبل از اینکه بخواد غر بزنه تک نوازی پیانو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط