شبها اگر خوابت نمی برد
شبها اگر خوابت نمی برد
به خواب هایی فکر کن
که روزی برای آینده مان دیده بودیم
به رویاهایی که قرار بود
اگر کنار هم نبودیم رنگ واقعیت را نبینند
به خانه ی کوچکمان
که حالا باید برج بزرگی شده باشد!
به فرزندانمان که حالا
در جای دیگری از دنیا
با نام هایی دیگر به دنیا می آیند
به زمان فکر کن
زمانی که
برای نخستین بار یکدیگر را دیدم
به زمانی که
قرار شد برای آخرین بار باشد یکدیگر را می بینیم
به زمانی که...
نه نه نه
به این ها فکر نکن
بیشتر بی خوابی می آورند
گوسفندهارا بشمار شاید خوابت برد
یک گوسفند
دو گوسفند
سه گوسفند
آه.... دیگر نشمار
که یک مشت از همین ها زندگی مان را خراب کردند
به خودِ خواب فکر کن
به برادر مهربانش
که روزی ما را به هم خواهد رساند...
به خواب هایی فکر کن
که روزی برای آینده مان دیده بودیم
به رویاهایی که قرار بود
اگر کنار هم نبودیم رنگ واقعیت را نبینند
به خانه ی کوچکمان
که حالا باید برج بزرگی شده باشد!
به فرزندانمان که حالا
در جای دیگری از دنیا
با نام هایی دیگر به دنیا می آیند
به زمان فکر کن
زمانی که
برای نخستین بار یکدیگر را دیدم
به زمانی که
قرار شد برای آخرین بار باشد یکدیگر را می بینیم
به زمانی که...
نه نه نه
به این ها فکر نکن
بیشتر بی خوابی می آورند
گوسفندهارا بشمار شاید خوابت برد
یک گوسفند
دو گوسفند
سه گوسفند
آه.... دیگر نشمار
که یک مشت از همین ها زندگی مان را خراب کردند
به خودِ خواب فکر کن
به برادر مهربانش
که روزی ما را به هم خواهد رساند...
- ۹۷۵
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط