حکایت رفاقت،حکایت سنگهای کنار ساحله.

حکایت رفاقت،حکایت سنگهای کنار ساحله.
اول یکی یکی جمشون میکنی تو بغلت،
بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی تو دریا.
اما بعضی وقتا یه سنگای قیمتی گیرت میاد
که هیچوقت نمی تونی پرتشون کنی...
دیدگاه ها (۱)

جای خالیت... مثل کفش های سیندرلا، اندازه هیچکدام از مردم شهر...

برداشت آزاد

نه چتری با خود داشت نه روزنامه نه چمدان... عاشقش شدم از کجا ...

عاشق ترین مرد، آدم بود که بهشت را به لبخند حوا فروخت...

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

خب..یه چیزی میخواستم بگم راجب یه سری آدما نمیدونم اون شخص ای...

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌∶ гг # ...

چندپارتی تهیونگ

⚔️✨سناریو شیطان کش✨⚔️اگه شیطان کش ها گربه بودن🐈🐾پارت۳🐍اوبـان...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆چیفویو☆‌_کیوت و خجالتی ‌...

شاید سوال باشه چرا کم ویسگون میام خب دلایلش:👇👇👇 نمی‌دونم ...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط