دوستم تعریف می کرد رفته بوده خواستگاری، توی صحبت دو نفره

دوستم تعریف می کرد رفته بوده خواستگاری، توی صحبت دو نفره دختره بهش گفته: راستش من قصد ازدواج ندارم! دوستم هم گفته: منم اومده بودم خونه تون میوه بخورم برم!
دیدگاه ها (۳)

امروز تو کوچه دیدمشون یهو با خودم گفتم ...

ازدواج به اجبارپارت ۹ویو ا.ت:الان چند ماه از ازدواجم با هیون...

رمان دخت من

ازدواج به اجبار)))پارت ۵ویو روز عروسی: لباس عروسمو پوشیدم و ...

پارت سوم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد 🎭برگشتم که اعلامی...

ادامه ترجمه لایو ویورس امروز تهیونگ وجونگ‌کوک:🐻🌸🐰🐰 : توی این...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟕چند روز بعد...جیمین تقریباً کاملاً به ز...

پارت ۳۶ 🖤چند روز بعد، من و جونگ‌کوک توی کافه نشسته بودیم. جی...

😂💍 وقتی میری زن بگیری و ازت می‌پرسن:👩🏻‍🦰: خب آقا، از ویژگی‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط