بی توآن ظلمی که شادی کرد با من ؛ غم نکرد !

بی توآن ظلمی که شادی کرد با من ؛ غم نکرد !
گریه هم یک ذره از اندوه هایم کم نکرد!

آن قدر دنیای ما با هم تفاوت داشت که

خطبه های عقد هم ما را به هم محرم نکرد!

راز دور افتادنم از خویش را از کس نپرس!

هیچکس ظلمی که من بر نفس خود کردم نکرد!

نیست تأثیری در ایما ! لالها فهمیده اند

اینکه ده انگشت کار یک زبان را هم نکرد!

نه هراس از آتش دوزخ ‘ نه اخراج از بهشت!

آخرش هم آدمی را هیچ چیز آدم نکرد!
دیدگاه ها (۱)

بر لبانم سايه ای از پرسشی مرموز در دلم درديست بی آرام و هستی...

عاشقم ، سوخته ام ، وا بگذارید مرالحظه اى با د ل شیدا بگذارید...

امشب دلم دوباره بی صدا شکستبا گریه ای غریب و غمی آشنا شکست ت...

پا می رفت ...می رفت و ...می رفت و .........غافل از دلی که ج...

بی توآن ظلمی که شادی کردبامن؛غم نکرد گریه هم یک ذره از اندوه...

بی تو آن ظلمی که شادی کرد با من؛ غم نکردگریه هم یک ذره از ان...

یارِ من امشب مریض است و دوا می‌خواهدغیرِ آغوشم همه داروفروشا...

تو دل بستی به معشوقی که خود معشوقها داردرها کن ای دل غافل، خ...

خماری !!

آخرین خبر : شهر مدینه غصه و غم دارد امشب‎/ بسته ویژه «آخرین ...

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط