می خواهم “ خودی ” بسازم ، سرشارِ از “ بی تو ” بودن!

می خواهم “ خودی ” بسازم ، سرشارِ از “ بی تو ” بودن!
نیاز به خانه تکانیِ روحم دارم!
برو! بگذار کمی در “ من ” جا باز شود!
خاطراتِ زنگ زده ی با “ تو ” بودن را!
از میانِ در هم ریختگی ِ افکارم بیرون می کشم!
و آنها را در کنار احساساتِ خسته ام به خاک می سپارم.
دلم قهوه می خـــ ـــواهد !…
اسپرسو با طعم تو!
تو تلخ …من تلخ …
زندگی هم تلخ ….
می خواهم روزهای زیبای بی “ تو” بودن را!
با تلخی قهوه ی ماسیده ی درون فنجان!
یکجا تجربه کنم!
دیدگاه ها (۳)

اینم نهارسفارشی:-)قابل دوستای گلمو نداره بفرماییدتاسردنشده

فدای تموم مادرا......

آدمک خسته شدی از چه پریشان حالی؟پاسی از شب که گذشته است چرا ...

گاهی وقت ها دلم می خواهد بگویممن رفتم باهات قهرم دیگه تموم!د...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط