: دیروز حوصله م سر رفته بود زنگ زدم 118 گفتم:

: دیروز حوصله م سر رفته بود زنگ زدم 118 گفتم:

شماره ادیسون لطفا!

اونم یه شماره بهم داد!!! منم به اون شماره زنگ زدم.

اونم جواب داد و گفت:

تیمارستان فارابی بفرمائید!

یعنی چیییییییییه!!!
فک کرده من دیووووونم
آخه ادیسون رفیق فابریکمه باهم نون وپفک خوردیم
دستمو ول کن
ولم کن انیشتن جون ولم کن توروخداااا
بزار برم ماست باقورمه سبزی بخورم خودمو بکشم از دست این اهالی
دیدگاه ها (۵)

گفتم غم تو دارم، گفتا برو کصافت گفتم که مال ِ من شو، گفتا با...

یه روز کاپیتانوووورفت خااااارجیه یارو رو دید ازش خوشش اومد ا...

بعد تلاشهای بیوقفه وشبانه روزیمن کاپیووو فرزند سرجیووووبراد...

همسایه مون دیشب بچه ١٢ ساله شو برده خریدیه کت مارک واسش خرید...

p2فردای اون روزاز خواب بیدار شدم موهامو مثل همیشه بالا بستم ...

وقتی وکیل اکست شدی..

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط