می‌گویــنــد : نویسنده‌ها « سیــــــگار » می‌کشند…!

می‌گویــنــد : نویسنده‌ها « سیــــــگار » می‌کشند…!
نقاش‌ها « تابــــلـــــو »
زندانی‌ها « تنهـایــی »
دزدها « ســَــــرک »
مریض‌ها « درد »
بچه‌ها « قــَد »
و من برای کشیدن
« نــفــــس‌های تـــو » را انتخــاب می‌کنم …
دیدگاه ها (۱۱)

احساس وحشیِ خواستنت در من می تازدمرا بخوانمن رام آغوشِ تو هس...

رو تو تعصب دارم ولی ادعایی ندارمنمی گم خیلی خوشکلی..چون خوشک...

آرزو دارم: فاصله نباشد میان تو و تمام احساس های خوبتتو باشی ...

وقتی زنی عــاشـق میشود،دستــِـ خـودش نیستــ ؛بــا صـدای آرام...

نه اینکه گفته اند تنها همانی آرامت می کند که دلت را آتش زده....

تراس کافه در شب اثر ونسان ونگوگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط