می توانم برات بنویسم * با تو بودن چقدر زیبا بود

می توانم برات بنویسم * با تو بودن چقدر زیبا بود
خنده ای که براش می مردم * سهم من از تمام دنیا بود
می توانم بگویم آمدنت * هدیه‌ی هر چه کارِ خوبم بود
می توانم بگویم آن رفتن * بی گمان آخرین غروبم بود
می توانم برات گریه کنم * می توانم بمیرم از دوریت
می توانم ببوسمت از دور * وسط خنده های مجبوریت
می توانم نخواهمت اما * دوست داری ، دوباره نامه بده
می توانم،نمی توانم...نه * به فراموشی ام ادامه بده
دوری از من،چقدر‌،خیلی دور*می‌رسی،گرچه‌دیر،خیلی‌دیر
تا ببینم چه می کند تقدیر * با دو تقصیر کارِ بی تقصیر
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

فیک : بین راندها

پارت چهل‌وهفتم | یک شب آرامپارک لاراآشپزخونه کم‌کم پر شده بو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

رایحه پنهانجونگ‌هیون نگاهی به تهیونگ انداخت.بعد دوباره رو به...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

p1صبح دوشنبه بود و صدای زنگ مدرسه تازه بلند شده بود ا.ت با ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط